Save Our Seafarers campaign

بار دیگر خبر دزدان دریایی و ربوده شدن یک کشتی شرکت ایران وهند و به اسارت درآمدن تعدادی از همکاران عزیزمان سر فصل جدیدی شد تا به این مشکل بزرگ بیشتر اندیشیده و در این زمینه قدمی برداشت. در همین راستا همانند گزشته من در این وبلاگ به بازتاب تلاشهای ارزشمند برادر بزرگوارم مهندس محمد وافری رئیس هیئت مدیره سندیکای دریانوردان تجاری پرداخته که با برگزاری کمپین جهانی جهت نجات جان دریانوردان کشتی ربوده شده ایرانی همت گمارده است از دیگر همکاران عزیز نیز خواهشمندم در جهت بازتاب هر چه بیشتر این کمپین یاری نمایند:
انجمن دريانوردان تجاري ايران ضمن الحاق به فراخوان جهاني نجات جان دريانوردان با كد (SOS) مراتب نگراني خود از وضعيت دريانوردان كشتي ربوده شده ايراني اعلام كرد و از تمامي خانواده دريايي و رسانه هاي كشور دعوت به عضويت در كمپين جهاني نجات جان دريانوردان نمود.
روز پنج شنبه 26/12/1389 هماهنگ با ديگر كشور هاي جهان نامه اي نيز براي دفاتر رياست جمهوري ، مجلس شوراي اسلامي ، سازمان جهاني كار، سازمان جهاني دريانوردي،فدراسيون كارگران حمل و نقل بين المللي ارسال شده و نكات ذيل مورد تأكيد قرار گرفته است; از آنجائيكه روند روزافزون حمله دزدان دريايي به كشتي ها در منطقه استراتژيك خليج عدن احتمال وجود يك برنامه حمايت شده از سوي برخي از دولتهاي منطقه را تقويت مي نمايد ،لذا به رغم تلاش ها و حضور ناوگان نيروي دريايي ارتش ، با توجه به گستردگي منطقه ، افزايش سطح تعاملات امنيتي و پيگيري هاي بيشتر از طريق دولت هادر سطح بين الملل امري ضروري است كه مي تواند در قالب يك قطعنامه بين المللي و قانون گزاري مقتضي ، باعث بازگشت شرايط امن به اين مناطق شود.
در قسمتي از اين اطلاعيه آمده است عدم چالا كي سازمان بنادر در ارائه نتايج تحليل سوابق دزدي هاي دريايي، به دلايل واهي و غير قابل قبول، كه ناشي از رفتارهاي محافظه كارانه مديران انتصابي و صرفا سياسي اين سازمان مي باشد ،همچنين نبود قوانين حمايتي كافي براي دريانورداني كه از نواحي مورد تعرض و دسترس دزدان دريايي عبور مي كنند امنيت دريانوردي و سرمايه هاي ملي و انساني به خطر انداخته و اين انجمن را برآن داشت تا با الحاق به كمپين نجات جان دريانوردان ،تمامي ارگان هاي دريايي و سازمان هاي وابسته را نيز به اين كمپين جهاني دعوت نمايد.براي الحاق به اين كمپين مي توانيد از طريق پايگاه http://www.saveourseafarers.com در خواستي كه قبلا تهيه شده را به دولت جمهوري اسلامي ايران فرستاده و مراجع بين المللي را از اين درخواست مطلع نمائيد.
لازم به توضيح است مناطق درياي سرخ ، اقيانوس هند ، درياي عربي و اخيرا درياي عمان از نقاط نا امن تحت نفوذ دزدان دريايي اعلام شده است. اخيرا نيز يك فروند كشتي متعلق به شركت ايران و هند در درياي عمان در حمله دزدان دريايي مورد تصرف واقع شد كه شنيده ها حاكي از حضور سيزده دريانورد ايراني و يازده دريانورد هندي در اين كشتي تجاري مي باشد و متأسفانه بر خلاف ديگر كشورها اطلاعات كافي از ربوده شدن آن در اختيار رسانه هاي معتبر قرار نگرفته است كه به نوعي ناديده گرفتن حقوق شهروندي و انساني دريانوردان ايراني محسوب مي شود.
اين فراخوان براي تمامي مالكان ، فرماندهان، دريانوردان ، خانواده دريانوردان و مراجع بين المللي اراسال و گسترش آن نيز توصيه شده است. اميد مي رود با اجراي طرح فراخوان ، تلاش بيشتر دولت ها باعث گسترش همكاري هاي امنيتي مراجع بين المللي و كشورها شده و با هدف رفع بحران جاري و توسعه تعاملات موضوعي، تردد امن شناورها ،ارتقاي ايمني شغلي و جان دريانوردان كشور از منطقه استراتژيك مناطق مذكور را بعنوان يك موضوع استراتژيك تضمين نمايد.
متن فراخوان به شرح ذيل مي باشد :
This is the time of Joining to the Save Our Seafarers campaign(SOS)
انجمن دريانوردان تجاري ايران ضمن الحاق به فراخوان جهاني نجات جان دريانوردان با كد (SOS) مراتب نگراني خود از وضعيت دريانوردان كشتي ربوده شده ايراني اعلام كرد و از تمامي خانواده دريايي و رسانه هاي كشور دعوت به عضويت در كمپين جهاني نجات جان دريانوردان نمود.
Pls find Origin news on this page:
http://www.irmanews.net/node/1157
To: Ship owners. Masters, Agents, Operators & Whom it may concern
The Somali piracy crisis affects you and every one of us worldwide
This is not an advertisement, but a Iranian Merchant Mariners Syndicate provided aimed to draw the attention of all ocean-going Vessels to provide maximum solutions . If you found yourself unlikely to receive such messages, please state to iranianmariners@yahoo.com.
We’ll take prompt reaction to your decision.
Ship owners and seafarers are calling on ‘people power’ to push their governments to act now and show the political will to resolve the growing Somali piracy crisis before it strangles world trade and before more innocent seafarers are tortured and murdered.
The SOS Save Our Seafarers campaign, launched early March, 2011 by BIMCO, ICS - International Chamber of Shipping, the International Shipping Federation (ISF), Intercargo – International Association of Dry Cargo Shipowners, INTERTANKO – International Association of Independent Tanker Owners and ITF – International Transport Workers’ Federation, is aimed at encouraging millions of people around the world to heap pressure on their national Governments to crack down on piracy. They are calling on YOUR help.
Visit the website, http://www.saveourseafarers.com/, just two clicks to show your energetic feedback and support.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
Best Regards,
Mohammad Vaferi
Chairman of Iranian Merchant Mariners Syndicate
2
نوشته شده در شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 16:36  توسط علی فراست
|
سلامی دوباره در آغاز سال 1390

قبل از هر سخنی فرا رسیدن سال 1390 و بهار دلنشینش را بر همه دریادلان و دوستان گرامی تبریک گفته و آرزوی سال و دهه پر از موفقیت و کامیابی با دستاوردهایی پربار جهت رفاه دریانوردان ایران زمین را دارم.
دوستان بعد از وقفه طولانی و چند ماه سفر دریایی خوشحالم که باز از این پنجره با شما تبادل نظر می کنم دیدگاه و نظرات دوستان می تواند زینت بخش این وبلاگ باشد.
با آرزوی موفقیت
علی فراست
2
نوشته شده در شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 15:46  توسط علی فراست
|
تحریم حملونقل دریایی كشور و راهكارهای پیش رو(بحثی از محمد وافری/ رئیس هیئت مدیره دریانوردان تجاری
تین نیوز: نخستین تحریم جامع سراسری علیه ایران در دوران معاصر، تحریم بریتانیا علیه ایران به منظور واکنش در برابر انتخاب محمد مصدق به وزارت بود که هدف ملیسازی صنعت نفت را دنبال میکرد. نخستین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران در زمان نخست وزیری محمد مصدق و به منزله واکنش علیه ملی شدن صنعت نفت ایران صادر شد. آمریکا نیز در سال۱۹۸۰ تحریمهای اقتصادی وسیعی را در واکنش به تصرف سفارت آمریکا در تهران علیه ایران وضع كرد.
در قطعنامه جدید ده صفحهای 1929 كه با 12رای موافق و 2رای مخالف ترکیه و برزیل و 1رای ممتنع لبنان به تصویب شورای امنیت رسید دور جدیدی از تحریمها علیه ایران با تمركز بر تحریم حملونقل دریایی آغاز خواهد شد.
به نظر میرسد این قطعنامه با هدف ارتقای سطح تحریمهایی که تاکنون در سه دوره قبلی برابر ایران وضع شده است در دستور كار شورای امنیت قرار گرفته باشد تا بتواند با پیشبینی اقدامات و اهرمهای جدی و الزامآور قطعنامههای قبلی را با شدت بیشتری لازم الاجرا كند.
نكته حائز اهمیت در جریان تصویب قطعنامه اخیر، كنارهگیری روسیه و چین از حمایت دولت ایران بر خلاف ادوار گذشته در شورای امنیت و رأی صریح به تحریم ایران است. عملا با فرمانی که ولادیمیرپوتین در روز ۵ مه ۲۰۰۸ امضاء کرد، روسیه رسما به تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران پیوست. به اذعان بسیاری از كارشناسان اقتصادی، در طول اعمال تحریمها، حمایتهای گذشته دولتهای روسیه و چین از نوع قراردادهای تاریخی در باز قابل ارزیابی است. مبادلات تجاری دو کشور از حدود یک میلیارد دلار در سال ۲۰۰۳ میلادی به حدود ۲۰میلیارد دلار در سال جاری رسیدهاست. با اینكه معاون وزارت امور خارجه چین در مارس ۲۰۰۸ اعلام کرد که علیرغم تحریمهای تصویب شده در شورای امنیت سازمان ملل، از نقطه نظر چین روابط تجاری با ایران عادی است و تحریمها تاثیری روی بازرگانی میان دو کشور نخواهد گذاشت با این حال در ژانویه ۲۰۰۸ میلادی اعلام شد که بانکهای دولتی چین از گشایش اسناد اعتباری برای بازرگانان ایرانی خودداری میورزند.
در كنار تحریم بخش حملونقل دریایی موضوعی كه میتواند نگرانیها را افزایش دهد نظارتهای اعمالی و مراقبت از فعالیت و مراودات با بانکهای ایرانی است تا به نوعی روابط تجاری و اقتصادی ایران را محدود کند، مقامات ایرانی نیز متقابلا موضع محکمی در برابر این تحریمها گرفتهاند و عنوان كردهاند که این تحریمها بر اقتصاد ایران بیاثر است. تا جایی كه رییسجمهوری ایران گفته که این قطعنامهها پشیزی نمیارزد.
همینطور علیرغم ارائه این گزارشها كه با تبلیغات گسترده رسانهای چند هفته اخیر پیرامون شدت تحریمهای این قطعنامه همراه بوده، دیدگاه برخی دیگر از كارشناسان بینالمللی از جمله هنری کسینجر در مصاحبه با نشریه واشینگتن تایمز آنرا كم اثر دانسته تا حدی كه آنرا اتلاف وقت دولت آمریكا خوانده است.
سوالی كه در فضای این اختلاف نظر در تحریم حملونقل دریایی مطرح میشود آنست كه آیا واقعا دور چهارم تحریمها میتواند توسعه فعالیتهای اقتصادی و صنعتی در بخش حملونقل دریایی و حوزههایی كه به طور مستقیم اثر پذیرند را با مشكل مواجه كند و راه حلهای احتمالی برونرفت از این چالش چه خواهد بود.
چهار محور اصلی قطعنامه 1929موضوع تحریمها، دامنه و اندازه تحریمها، حوزههای تأثیر پذیر و مرتبط همچنین پیشبینی اهرمهای نظارتی و مراقبتی است.
در بندهای قطعنامه 1929تحریمهایی وضع شده كه در همبستگی با قطعنامههای قبلی قرار داشته و تا اندازه زیادی تأكید بر تحریمها در سه دور قبل دارند. از جمله تحریم امور بانکی، بیمهها و بازرسی کشتیها كه البته با ذکر جزییات بیشتر در قطعنامه 1929از مواردی است که در بندهای قطعنامههای قبلی نیز ذکر شده بود.
در عمل میتوان گفت که تقریبا تمامی تحریمهای 1929 محورهای تحریمهای قبلی هستند که با ذکر جزییات بیشتر به دنبال اجرایی شدن مفادی هستند كه درادوار گذشته به نظر میرسید نتوانسته حركتهای اقتصادی را از كار بیاندازد.
از دیگر تفاوتهای بارز و رویكردهای جدید قطعنامه 1929میتوان به تشکیل اهرمهای نظارتی در قالب تیم تحقیقاتی به عنوان بازوی اجرایی زیر نظر کمیته مورد نظر بند 18 قطعنامه 1737 اشاره كرد.
وظایف این تیم عبارتند از؛ پشتیبانی و جمع آوری، بررسی و تحلیل اطلاعات ارائه شده در مورد عدم رعایت تحریمها همچنین فراهم نمودن دینامیك مناسب با ارائه توصیههای مستمر لازم به شورای امنیت و کمیتههای منطقهای به منظور رعایت تحریمها.
دامنه و اندازه تحریمها نیز به عنوان یكی از اصلیترین محورهای این قطعنامه تقریبا در تمامی تحریمهای قبلی دیده میشود ولی آنچه که در این میان بارز و قابل تأمل است ذکر جزئیات بیشتر و بازوی تحقیقاتی- اجرایی است كه برای نظارت بر رعایت تحریمها پیشبینی شده است. به علاوه آنكه عمده تحریمهای اخیر اتحادیه اروپا در جهت تشدید تحریمهای شورای امنیت در قدم اول حملونقل دریایی را نشان رفته است.
در این مقال آنچه بیشتر به آن خواهیم پرداخت بحث کنترل کشتیرانی از ایران یا به مقصد کشورمان و بازرسی محمولهها در بنادر و دریا است كه با جزییات بیشتر بیان شده است.
افزایش دامنه تحریمها - افزایش هزینهها:
سابقه نزدیک به سه دهه تجربه تحریم اقتصاد ایران عملا سبب شده است که اقتصاد ایران همراه با ریسک مداوم در نسبت به شوکهای مختلف کمتر از کشورهایی آسیب پذیر باشدکه در ریسک پایین به سر میبرند. لذا ظاهرا این تحریم و بازداشتن بانکهای ایرانی از معاملات مختلف از لحاظ کلی اختلال زیادی در روند جاری عملیات بانکی را به همراه نخواهد داشت ولی باید اذعان داشت که معاملات بانکی از طریق واسطههای جدید صورت گیرد که این واسطهها هزینه مازادی را بر جریان فعلی دریافت و پرداخت خارجی تحمیل میکنند.
از سوی دیگر شرکتهای خصوصی و دولتی از روش متداول گشایش اعتبارات اسنادی مدتدار برای واردات استفاده میکنند و در صورتی که بر سر این راه سنگاندازی شود واردکنندگان که فعالیت بیشتر آنها برای صنایع داخلی جنبه حیاتی دارد مجبور خواهند شد از طریق حوالههای ارزی به خریدهای نقدی روی آورند.
و عملا با تحریمهای صورت گرفته گشایش اعتبارات مدتدار یا LC برای طرفهای خارجی و به خصوص برای طرف ایرانی دچار مشکلات زیادی خواهد شد و مسلما راههای غیررسمی منسوخ شده که هزینههای بالاتر و امنیت کمتری را به همراه دارند جایگزین شیوههای متعارف دریافت و پرداختهای بینالمللی میشود.
حوزههای تأثیر پذیرو مرتبط:
قاعدتا در صورت عدم حمل كالای ممنوعه و نظامی موضوع بازرسی کشتیها در بنادر و دریای آزاد، قطعنامه 1929نمیتواند تاثیر چندانی بر توان اقتصادی ایران داشته باشد، اما پیش بینی ابزارهای نظارتی بر فعالیتهای مالی، بانكی و بیمهای از سویی و از سوی دیگر استفاده از ابزارهای منطقهای و عدم ارائه سرویسها در بنادر میتواند بر شدت تاثیرگذاری آن بیفزاید و بر همین اساس تحلیل كارشناسان استراتژیست از شرایط نامتعارف در مورد این دو موضوع اجرای راهبردی برای محاصره دریایی است.
البته برای تأیید چنین پیشبینی تندی كمی زود است و باید خلاقیت و پیشبینی روشهای جدید برای دور زدن تحریمها در كنار نحوه عملكرد كمیته تحقیقات قطعنامه و تغییرات اقتصادی جهانی را به عنوان شاخصهای موثر بر این راهبرد فرضی افزود.
به هر رو این نكته را باید در نظر گرفت بازرسی کشتیها و بنادر در 1929 برای کشورها الزام آور نیست و نهایتا بازرسی کشتیها در قطعنامه اخیر را نمیتوان در حد یك محاصره دریایی تلقی كرد و لی علیرغم نظر برخی از مسئولین كه این تحریمها را بیشتر از وجه اقتصادی آن، سیاسی خواندهاند، میتواند بستر محدودیتهای فرا منطقهای در بازارهای همسو با خواستگاه تحریمها را فراهم كند.
از لحاظ تأمین مالی پروژههای سرمایهگذاری به خصوص پروژههای فاینانس در زمینههای ساخت نیز با توجه به اینکه فاینانسورها عملا شرکتهای كشتیرانی را به عنوان متقاضی فاینانس میشناسند میتواند مشکلات جدیدی برای این بخش از صنایع نیز به دلیل محدودیت ارتباطات ایجاد كند. پس به نظر میرسد مشکل اساسی و بزرگ تحریم سیستم بانکی کشور در بخش گشایش LC بوده و گشایش LC در شرایط پیش آمده برای طرفهای خارجی و برای طرف ایرانی بسیار دشوار میشود، این موضوع لطمه بزرگی به صنایع داخلی وابسته خواهد زد.
شرایط كشتیرانیها نیز نشان از ضرورت توجه حمایتهای مالی ویژه دولت را در سالهای اخیر دارد. در اسفند ماه سال گذشته، مدیران حملو نقل دریایی كشور در رویكردی متفاوت به طور علنی اعلام كردند كه با کسر بودجه جدی روبرو هستند و حمایت دولت را در این بخش ضروری خواندند و اذعان داشتند چنانچه فکر اساسی برای رفع این گرفتاری نشود بیشتر طرحهای ساخت و توسعه به طور قطع متوقف خواهند شد و یا به تاخیر خواهند افتاد. لذا نمیتوان منكر محدودیتهای مضاعف پیش رو شد ولی بحث بر سر راهكارهای كنترل عواقب ناشی از میزان آثار منفی بر اقتصاد ایران است.
سابقه تحریمهای قبلی:
تحریمهای اقتصادی امروز زاییده نوعی تفکر جنگ سرد است و تحریمهای اقتصادی را وسیله مدرنتر و قابل پذیرشتری برای تحمیل خواستگاهها بر میشمرند. متوقف كردن برخی همكاریهای اقتصادی مهم آمریكا وتعدادی متحدانش را میتوان به عنوان اولین نمونه تحریمهای ایران پس از انقلاب نام برد و از همین دست پس از آن با شروع جنگ تحمیلی عراق به ایران، بخشهای زیادی از همكاریهای اقتصادی زیربنایی كشورهای دیگر در ایران به دلیل نبود امنیت متوقف شد اما در عین حال توانست از طرق دیگر بخش قابل توجهی از نیازهای خود را تامین كند و بخشی از نیازهای خود را نیز با كمك متخصصان ایرانی مونتاژ و تولید كند. در واقع ایران از همان زمان در برابر تحریمها قوی میشد و به نوعی «دور زدن تحریمها» را میآموخت. اما نمیتوان انکار کرد دوران جنگ تحمیلی دوران توقف سرمایهگذاریها و همكاریهای اقتصادی گسترده با ایران بود. این تحریمها باعث شد كه روند پیشرفت علمی و صنعتی ایران بسیار كند شود و در زمینههایی مانند توسعه بخش انرژی فعالیتها كاملاً متوقف شود.
اما در دوره سازندگی و بعد از آن توانستیم بخشی از نیازهای خود را از كشورهای دیگر به عنوان «تكنولوژی دست دوم» بلوك شرق تامین كنیم ویا بخشی را نیز با مهندسی معكوس خود تولید كنیم. این تحریمها به طور اصولی تاثیرات محدودی بر توسعه و پیشرفت متعارف ایران داشته، اما بی شك هزینهها را افزایش داده است به عنوان مثال هزینههای هر نوع همكاری اقتصادی با ایران برای سایر كشورها بسیار بالا رفت. آثار این تحریمها به حوزه نفت و گاز ایران محدود نشد و تقریباً تمامی حوزههای اقتصادی را تحت تاثیر خود قرار داد.
عملا اعطای اعتبار به ایران بسیار مشكل بود و شركتهای بیمه از هر نوع همكاری برای كار اقتصادی در ایران خودداری میكردند كه بالا رفتن نرخ ریسك همكاری اقتصادی با ایران را بعنوان یكی از اصلی ترین چالشها در توسعه امنیت اقتصادی مطرح می كرد. لذا با توجه به الزامات بازسازی و توسعه، كشور را مشكلات عدیده بر سر راه جذب سرمایهگذاری خارجی مواجه كرد.
بررسی تحریمها در ادوار گذشته نشان میدهد اگر چه تحریمها علیه ایران شرایط سختی را برای اقتصاد ایران رقم زده بود اما این وضعیت از سال 1376 به بعد به سرعت در مسیر عكس قرار گرفت.
به استناد گزارشهای موجود ایران نخستین قرارداد خود علیه این تحریم را با توتال فرانسه، پتروناس مالزی و گازپروم روسیه، برای اجرای دو فاز مهم استخراج گاز منطقه پارسجنوبی به امضا رساند و با عملیاتی شدن این قرارداد ظرف مدت هفت سال بیابانهای خالی منطقه ناشناخته عسلویه با بیش از 30میلیارد دلار اعتبارات خارجی و همكاری بهترین شركتهای جهان به یكی از بزرگترین مناطق صنعتی ساحلی خلیج فارس بدل شد و تقریباً همه شركتهای مهم نفتی و گازی غیرآمریكایی دنیا سهمی در توسعه این منطقه مهم اقتصادی گازی جهان به دست آوردند.
گزارشها نشان میدهد كه بهرغم تنشهای جهانی پس از واقعه 11سپتامبر شاهد رشد سرمایهگذاری خارجی و تعاملات مناسب در فضای بینالمللی بودهایم و عملا با كاهش ریسك كار اقتصادی در ایران، شرایط ارتقای جایگاه كشورمان از گروه بسیار پرریسك شش در دستهبندی هفتگانه كشورهای صنعتی به گروه مطلوب سه نیز مطرح شده است.
این قطعنامه حتی اگر با اهداف سیاسی تدوین شده باشد با توجه به وجوه بین المللی صنعت حمل و نقل دریایی می تواند اقتصاد حمل و نقل را وارد شرایط سختی كند كه این تهدید از منظر افزایش هزینه مبادلات قابل طرح است .
اعمال تحریمهای جدید را باید موقعیتی میان جنگ و گفتگو دانست كه فرای فضای گفتگو بدون ورود به شرایط فیزیكی جنگ ، ایجادپیامدهای سوء روانی و اقتصادی را برای طراحان تحریمها هدف قرار داده است.
لذا حمل و نقل دریایی كشور در شرایط شبه جنگ بعنوان خط مقدم مورد هجوم طرح های تحریم باید از سوی دولت مورد حمایت ویژه قرار گیرد و این حمایت همه جانبه یك ضرورت استراتژیك محسوب شود.
• حمایت های مالی در تحویل گیری سریع كشتی های در حال ساخت با توجه به نارسایی های ناشی از تحریمهای مالی ، بانكی و بیمه ها
• استفاده حداكثری از توان داخلی با ایجاد تفاهم نامه ها با تشكلهای صنفی دریانوردان به منظور دریافت گواهینامه های ضروری بین المللی كار مندرج در كنوانسیون های كار بین المللی
• حمایت از توسعه فعالیت تشكلهای واقعی مردم نهاد و اتحادیه های دریایی و دریانوردی داخلی بمنظور مشاركت آنان در مجامع با نفوذ بین المللی
• جلوگیری از ریزش و حمایت از توسعه و نگهداری منابع انسانی دریانورد بعنوان یك نیروی استراتژیك و تعیین كننده در شرایط شبه جنگ از طریق ایجاد قوانین حمایتی ویژه
الف- تدوین قوانین مناسب برای اجرای سریع و شایسته كنوانسیون كاردریایی
ب - احیای قانون معافیت مالیات بر حقوق دریانوردان كشور
ج- معافیت خدمت نظام وظیفه
د- تسهیل شرایط بازنشستگی پیش از موعد دریانوردان از طریق بهبود و بازنگری منطقی آئین نامه های مربوط از منظر كار دریا
ع - توسعه تفاهم نامه های منطقه ای و بین المللی با مراكز دریانوردی كشورهای دوست
• تضمین پشتوانه های مالی بیمه های داخلی بمنظور بهره مندی از قراردادهای داخلی در عرصه های بین المللی
• حمایت و فراهم نمودن شرایط لازم برای توسعه فعالیت های مشترك منطقه ای و بین المللی سازمانها ، تشكلها و موسسات استاندارد كه منجر به تغییر شرایط منطقه ای و بین المللی خواهد شد.
• شرایط جاری كشوردر مقایسه با حوزه های مشترك دردیگر كشورها همچنین وجود مصادیق فساد در بنادر درسالهای گذشته همواره باعث گریز سرمایه از بخش دریا شده است و ارائه فرصتهای تشویقی ارزشمند و با صرفه برای سرمایهگذاری بخش خصوصی با تقویت بازار داخلی از طریق تشویق و هدایت واحدهای صنعتی کشور در جهت بکارگیری امکانات در این شرایط موضوعی حیاتی محسوب می شود.
• اجتناب از پدیده هزینههای گزاف خواب سرمایه و نهایتاٌ اعمال مدیریت برمبنای اطلاعات
• در صورت ورود به فضای عملیاتی تحریمها در ماههای آتی شاهد كاهش ورود كشتیهای ناوگان خارجی به بنادر داخلی خواهیم بود لذا كاهش هزینه های بندری از طریق اصلاح رویكردهاو فرمولهای درآمدزایی بمنظور افزایش سطح تعاملات بین المللی و حفظ و افزایش سهم ترانزیت در منطقه بایستی مشمول بازنگری قرار گیرند
• تشویق ورود سرمایههای ایرانیان مقیم خارج و جذب سرمایه های مردمی از طریق انتشار اوراق مشاركت و تضمین حداقل سود توسط وزارت یا نهادهای ذیربط دولتی در رابطه با انجام طرحهای بزرگ و ملی صنعت حمل و نقل دریایی
كلام آخر:
اما شاید بتوانیم این دوره را یك الزام به بازگشت بیشتر به مردم و باور كردن نقش تشكلهای مردم نهاد و اتحادیه های داخلی بدانیم. از آنجائیكه كشورهای توفیق جوی ظاهرا همسو نتوانستند پاسخ مناسبی به گرایشهای دولتمردان بدهند به نظر می رسد دولت راهی ندارد جز آنكه به توانمندی و نقش آفرینی نهادهای مردمی مستقل توجه كند تا از این منظر بتوانیم در صورت نقش آفرینی این تشكلها بهبود وجهه بین المللی را شاهد باشیم.
از آنجائیكه سازمانهای مردمنهاد و صنفی به عنوان بخشی از مجموعه روابط بین الملل پذیرفته شدهاند در چنین شرایطی به اعتبار تاثیری که بر جامعه میگذارند و وسعت و عمق نتایج اجتماعی که میتوانند به حاصل آورند، از اهمیت سیاسی ویژه ای برخوردار هستند كه می توانند بسیج صنوف را برای برونرفت از تحریمها مهیا كنند.
بسیج مردم بمنظور كاهش آسیب پذیری از تحریمها نكته اساسی است كه می تواند در تشكلهای صنفی بهعنوان نهادهایی توانمند در تحقق الگوی مشاركت اجتماعی بروز نماید .این تشكلها از آن رو در دنیای امروز اهمیت پیدا كرده اند كه می توانند الفبای نقش مردم را در قالب شهروند مقتدر و حلقه واسط بین حكومت و مردم تا شعاع حضور در صحنههای زنده اجتماعی و سیاسی جامعه و در سطح بین الملل بتابانند. دریانوردان از آن دسته صنوفی هستند كه كاملا خصلت بینالمللی دارند، لذا از طریق كنوانسیونهای بروز شده و یكپارچه در تعاملات سیاسی و بین المللی می توانند امکانات بالندهیی را معرفی كرده و نقش آفرینی ملی و مناسبی داشته باشند .
نهادهای صنفی در صورت آزادی عمل بیشتر با توجه به امكان ایجاد روابط قوی و مستحکم با گروههای اجتماعی بین المللی می توانند در این شرایط جهت بهبود چهره بین الملل نقش آفرینی ویژه ای داشته باشند و در حوزه هایی كه اصولا ورود دولت میسر نیست وارد عمل شوند . بمصداق آنچه در سالهای 76 به بعد شاهد آن بودیم كه باعث ارتقای جایگاه كشورمان در تعاملات منطقه ای و جهانی شد و نتیجه آن هم ورود سرمایه گذاران خارجی به بیابانهای خالی عسلویه با بیش از 30میلیارد دلار اعتبارات خارجی و همكاری بهترین شركتهای جهان بوده است.
واقعیت آنستكه سازمانهای غیردولتی از یک سو بر سیاست گذاریهای ملی و چندجانبه تاثیر میگذارند و از سوی دیگر به طور فزایندهای مستقیما در فعالیتهای محلی حضور دارند و در ایام اخیر كم رنگ شدن حضور آنان در سیاست گذاری های ملی و منطقه ای باعث شكنندگی و كم تحركی بین المللی آنان شده است در حالی كه در صورت بالفعل درآمدن این فرصت ، نه تنها وجهه بین المللی كشور اصلاح خواهد شد بلكه بخش عمده ای از وظایف دولت به صنوف و نهادهای غیر حكومتی واگذار می شود كه به نوعی سطح آسیب پذیری از تحریمها را كاهش می دهد.
تجربه تحریمهای ادوار گذشته نشان می دهد كه محدود شدن روابط بین الملل و تمركز بر توانمندی های داخلی فرصت خروج از وابستگی و تامین آن توسط صنوف داخلی را مهیا كرده است.
ضرورت توسعه فعالیتهای اتحادیه های دریانوردی داخلی بر هیچ اهل فن و كارفرمای خبره ای پوشیده نیست اینكه چرا تا كنون این تعامل صورت نگرفته منطق تخصصی ندارد و یك نوع تقابل همسو با دیگر حوزه های دولتی است. اما در سایه الزامات بین المللی پیش رو بخصوص جریان الحاق به كنوانسیون بین المللی كا ردریایی و دیگر كنوانسیونهای دریایی لازم الاتباع باید نقش آفرینی را برای ورود و توسعه فعالیت سازمانهای دریانوردی و دریایی مردم نهاد جدی گرفت.
بخصوص آنكه در كنوانسیونهای اخیر این نقش در حد تدوین قوانین ، نظارت و اجرا و صدور گراهینامه های مرتبط ارتقا یافته است . در همین رابطه توصیه می شود كشتیرانی های داخلی بجای رجوع به بنگاههای خارجی بمنظور دریافت گواهینامه های الزامی مرتبط با كنوانسیونهای مذكور كه می تواند عدم صدور آن در بزنگاه اهرم فشار باشد ، از اتحادیه های دریانوردی داخلی مطالبه شود.
در این مرحله تکوین و فعال شدن هویت، منفعت و آگاهی صنوف می توانست تبیین مجدد ارزشهای تعالی اجتماعی ، وفاق همگانی را در قالب پیوندهای ناگسستنی در بر داشته باشد. از اینرو تکوین احساس ملی در میان صنوف و فهم منشا آن در چنین شرایطی می تواند جهتگیری و نوع کنش را تعیین کند و منجر به پذیرش هدایت ملی و فراگیر آن شود .نقشی كه در صورت احیای آن می توان دوباره به مصداق ایام گذشته به كاهش اثربخشی تحریمها امیدوار بود.
منبع: تین نیوز http://tinn.ir/vdcdsf0f.yt05x6a22y.html
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 15:35  توسط علی فراست
|
اختراعات و ابتكارات ايرانيان در پهنه دريانوردي و نجوم

اختراعات و ابتكارات ايرانيان در پهنه دريانوردي و نجوم
بسياري از ابزارهاي دريانوردي و نجوم توسط ايرانيان اختراع شده است.
كهنترين سند دريانوردي ايرانيان، مهري است كه در چغاميش خوزستان بدست آمده است. تاريخ تمدن ناحيه چغاميش به ششهزارسال پيش از ميلاد ميرسد. اين مهر گلين، يك كشتي را با سرنشينانش نشان ميدهد. در اين كشتي يك سردار پيروز ايراني، بازگشته از جنگ، نشسته، و اسيران زانوزده در جلوي او ديده ميشوند. در اين مهر يك گاو نر و يك پرچم هلالي شكل هم ديده ميشوند. نقشهاي برجسته پاسارگاد نمايانگر توانمندي دريايي ايرانيان و فرمانروايي ايشان بر هفتدرياست.
قطب نما
در مورد اختراع قطبنما روايتهاي زيادي وجود دارد. تني چند از دانشمندان آن را به چينيها و يا حتي ايتالياييها نسبت ميدهند. اما بيشتر دانشمندان متفقالقولند كه قطبنما به وسيله ايرانيان ساخته شده است. قطبنماي ايراني برخلاف قطبنماي چيني كه 24 جهت داشت، داراي 32 جهت بودهاست. عدد 32 علاوه بر نشاندادن دقت بيشتر قطبنماي ايراني، نمايانگر آشنايي ايرانيان با اعداد در مبناي 2 و دانش رياضي پيشرفته آنان است،كه خود بحث جداگانه و بسيار مفصلي را ميطلبد. در افسانههاي كهن ايراني آمده است كه اسفنديار رويين به هنگام حركت براي نبرد با اژدها از پيكاني آهنين سود ميجسته، كه همواره جهت ثابتي را به او نشان ميداده است. در دوران نخستين اسلامي، قبلهنما توسط ايرانيان به قطبنما افزوده شد تا همواره و در هر وضعيتي بتوان جهت درست قبله را پيدا نمود. ايرانيان از اين اختراع استفاده كامل نموده و آن را به ديگر مسلمانان شناساندند. نامهاي فارسي اجزاي قطبنما در زبان عربي شاهد تاريخي مسلمي است كه كاربرد قطبنما از طريق ايرانيان به دست ديگر ملتهاي مسلمان رسيده است.
سكان
اختراع فرمان كشتي (سكان - سوكان) از سوي تمامي دانشمندان، بدون استثنا، به ايرانيان نسبت داده شده است. در روايتها وداستانهاي ايراني چنين آمده است كه سندباد، ناخدا و دريانورد پرآوازه ايراني اهل بندر سيراف، سكان را اختراع كرده است. نامهاي نيز از معاويه، فرمانده نيروي دريايي مسلمانان در درياي مديترانه، به خليفه دوم بر جاي مانده كه در آن از مزاياي اين اختراع ايرانيان و برتري كشتيهاي ايراني داراي سكان به كشتيهاي رومي سخن گفته است. در اين نامه او از خليفه درخواست نموده كه كليه امور دريانوردي، كشتيراني و درياپويي به ايرانيان واگذار شود. ترجمه متن اين نامه در كتاب اسماعيل رايين، دريانوردي ايرانيان، آورده شده است.
ژرفناياب - عمق ياب
براي تعيين ژرفناي آب در دريا، به ويژه مناطق ساحلي درياي پارس و درياي مكران، ايرانيان ابزاري اختراع نموده و به كار ميبردند كه شباهت زيادي به شاقول بنايي داشته است. هرچند كه اختراع اين سوند باستاني به سندباد ناخداي پرآوازه ايراني نسبت داده شده است، اما اكتشافات اخير كشتيهاي غرق شده ايراني در درياي اژه، كه در يورش به يونان شركت داشتهاند، نشان ميدهد كه از دوران هخامنشيان، ايرانيان اين ابزار را شناخته و به كار ميبردند.
مسافت ياب
دريانوردان ايراني، از زمانهاي باستان، ابزارهايي براي پيمودن مسافتهاي دريايي به كار ميبردهاند.يكي از اين ابزارها ريسماني بوده كه به تدريج باز ميشده، كه پس از رسيدن به انتها، آن را ميپيچيدند و دوباره استفاده ميكردهاند.
رهنامهها
راهنامهها، نقشهها و نوشتههايي بودند كه در آنها كليه اطلاعات مربوط به دريانوردي ثبت و مستند شده بود. ايرانيان از روزگار باستان، مبتكر و صاحب رهنامههايي بودهاند و به كمك آنها دريانوردي و درياپويي ميكردهاند. رهنامههاي ايرانيان، اطلاعات و آگاهيهايي در مورد بنادر و جزاير، گاهشناسي و جهت يابي، جريانهاي دريايي، جريانهاي هوايي، ابزارهاي دريانوردي و ... را در بر داشتهاند. پس از اسلام، بسياري از رهنامههاي دوران ساساني به عربي ترجمه شد و دريانوردان دوران اسلامي، بهره فراواني از آنان برگرفتند.
پيل الكتريكي
در سال 1330 خورشيدي، باستان شناس آلماني ويلهلم كونيك و همكارانش در نزديكي تيسفون ابزارهايي از دوران اشكانيان را يافتند. پس از بررسي معلوم شد كه اين ابزارها پيلهاي الكتريكي هستند كه به دست ايرانيان در دوران اشكانيان ساخته شده و به كار برده ميشدهاند. او اين پيلهاي تيسفون را Baghdad Battery ناميد. جهت آگاهي بيشتر از اين پيل الكتريكي ميتوانيد به سايتهاي با موضوع Baghdad Battery در اينترنت مراجعه نماييد.
اكتشاف اين اختراع ايرانيان به اندازهاي تعجب و شگفتي جهانيان را بر انگيخت كه حتي برخي از دانشمندان اروپايي و امريكايي اين اختراع ايرانيان را به موجودات فضايي و ساكنان فراهوشمند سيارات ديگر كه با بشقابهاي پرنده و كشتيهاي فضايي به زمين آمده بودند، نسبت دادند، و آن را فراتر از دانش انديشمندان و پژوهشگران ايراني دانستند. براي ايشان پذيرفتني نبود كه ايرانيان 1500 سال پيش از گالواي ايتاليايي(1786 ميلادي) پيل الكتريكي را اختراع نموده باشند. (براي آگاهي بيشتر ميتوانيد به كتاب ارابه خدايان نوشته اريكفندنيكن مراجعه كنيد).
ايرانيان از اين پيلهاي الكتريكي جريان برق توليد ميكردند و از آن براي آبكاري اشيا زينتي سود ميجستند. اما در پهنه دريانوردي ايرانيان از اين اختراع جهت آبكاري ابزارهاي آهني در كشتي و جلوگيري از زنگ زدن و تخريب آنها استفاده ميكردند.
كشتيسازي
فرهنگ فني و مهندسي ايرانيان از ديدگاه دريانوردي و كشتيسازي بسيار غني و پربار است. آبهاي نيلگون درياي پارس، درياي مكران (عمان)، و اقيانوس هند، همچنين رودخانههاي جنوبغربي ايران، از ديرباز پهنه دريانوردي و درياپويي ايرانيان بوده است. در شاهنامه فردوسي، چندين بار، از كشتيسازي و كشتيراني ايرانيان، سخن رانده شده است. قدمت و پيشينه اين رشته از دانش و فن مهندسي ايرانيان را از سرودههاي فردوسي ميتوان دريافت. فردوسي از جمشيد، پادشاه پيشدادي، به عنوان نخستين انساني كه هنر غواصي و صنعت كشتيسازي و دريانوردي را به ديگران آموخت، نام برده است. ميتوان دريافت كه دانشمندان ايراني در دوره تابندگي نژاد آريا كه در شاهنامه فردوسي به نام دوره پادشاهي جمشيد نام برده شده است، موفق به اختراع كشتي و فنون دريانوردي و درياپويي شدهاند.
كشتيراني در آبهاي ايران از ديرباز انجام ميشده و با توجه به اين سنت دريانوردي، نياز به كشتيسازي و سودجستن از ابزارهاي دريانوردي در ايران وجود داشته است. نخستين كشتيهايي كه در رودخانههاي ميانرودان آمدوشد ميكردند، به شكلهاي گوناگون ساخته ميشدند و ابزار حركت دادن آنها پارو بوده است.
نبردناوهاي ايراني در زمان هخامنشيان، بزرگترين كشتيهاي جنگي زمان خود بودند كه سه رديف پارو زن و بادبان داشتند و با سرعت 80 ميل دريايي در روز حركت ميكردند. هر نبردناو شامل 200 جنگجو بود كه 30 نفر از آنها سربازان زبده فارسي، تكاور، بودهاند. نيروي دريايي ايران در زمان ساسانيان نيز، قدرت مطلق در درياي پارس و اقيانوس هند بوده كه زير بناي فرهنگ دريانوردي و درياپويي مسلمانان را تشكيل داد.
استرلاب
استرلاب astrolabe ، ابزاري بوده كه در جهان باستان براي تعيين وضعيت ستارگان نسبت به كره زمين به كار ميرفته است. استرلاب، در سه گونه استرلاب خطي، استرلاب صفحهاي و استرلاب كروي ساخته ميشده است. قطعات استرلاب نسبت به يكديگر حركت كرده و ميتوانستند جهت ستارگان، ارتفاع جغرافيايي آنها و فواصل نسبي را مشخص نمايند. استرلاب در دريانوردي، براي جهتيابي به كار ميرفته است. استرلابهاي ايراني از برنج و آلياژهاي ديگر مس ساخته ميشدهاند. هرچند پارهاي مورخان اختراع اوليه استرلاب را به يونانيان و فنيقيان نسبت ميدهند، اما سهم انديشورزان ايراني در اختراع انواع گوناگون استرلاب و تكامل و افزودن بخشهاي مختلف آن، انكارناپذير بوده و از سوي تمامي تاريخنگاران ثبت شده است.
نقشهبرداري
از دورانهاي پيشين در ايرانزمين كارهاي مهندسي با سودجستن از ابزارهاي مساحي و پياده كردن نقشه انجام ميگرفته است. نقشهبرداري از سواحل و تعيين مسيرهاي ايمن دريايي، به ويژه در نقاط كمعمق، از وظايف نيروي دريايي ايران بوده است.
ابزارهاي اندازهگيري
تراز (تئودوليت)
تراز شاهيني، كه نخستين نوع تئودوليت به شمار ميآيد توسط كرجي مخترع و دانشمند ايراني، اختراع شده است. اين دستگاه شامل صفحهاي مدرج بوده كه به وسيله زنجيري از ميلهاي آويزان ميشده است. با تعيين امداد افقي ميتوان مستقيم اختلاف ارتفاع بين دو نقطه را از روي درجهبندي آن تعيين نمود.
شاخص خورشيدي
پيشينه تعيين تغيير زمان از طريق اندازهگيري سايه آفتاب به زمان باستان برميگردد. در آغاز، شاخصهاي خورشيدي، ويژه اندازهگيري زمان و حركت خورشيد، از سايه ساختمانها و درختان تشكيل ميشده است. بهتدريج، با گذشت زمان از ابزارهايي كه به صورت شاخص قائم بر روي صفحهاي قرار داده ميشده ساخته شدند. شاخصهاي آفتابي معمولا ارتفاع خورشيد و عرض جغرافيايي روزانه را مشخص مينمودند. علاوه بر اين شاخصها شواهدي هم در دست است كه ايرانيان از ابزارهاي آفتابي ديگري براي مشخص نمودن طول جغرافيايي و جهت سود ميجستند. در دوران اسلامي، دريانوردان ايراني، براي مشخص نمودن جهت مكه، جهت انجام وظايف مذهبي روزانه، در هر نقطه شاخصهايي ساخته بودند. در اين ابزار يك شاخص آفتابي قائم نصب شده كه زمان را مشخص ميكرده و آنگاه با گرداندن آن ابزار در امتداد مدار، جهت مكه كاملا مشخص ميشده است.
ابزار نمايش و پردازش حركت سيارات
از جمله ابزارهايي بوده كه ريشههاي تاريخي آن را نياز به مطالعات ستاره شناسي و دريانوردي تشكيل ميدهد، اين ابزارها براي نمايش حركت سيارات، زمين و خورشيد و همچنين محاسبات زاويهاي و طولي به كار ميرفته است. اينكه ايرانيان، دستكم 1500 سال پيش از اروپاييان ميتوانستند طول جغرافيايي را، به ويژه در دريا، از نصفالنهار مبدا (نيمروز - سيستان) حساب كنند، از سوي بسياري از دانشمندان و تاريخنگاران پذيرفته شده است. اين محاسبات و پردازشهاي پيچيده، بدون سودجستن از ابزارهايي كه در مثلثات و محاسبات زاويهاي به كار ميرود، غيرممكن بوده است. يكي از اين ابزارها كه در لاتين اكواتوريوم، Equatorium، ناميده ميشود براي تعيين مدار خورشيد و سيارات به كار ميرفته است.
مواد نفتي
مواد نفتي به صورتهاي گوناگون در جهان باستان، ايران و ميانرودان، شناخته شده و به كار برده ميشده است. گذشته از استفادههاي سوختي و گرمائي كه از آغاز عمل شناخت قير و برداشتهاي متافيزيكي از آتش و آتشجاويدان بوده، در دانش و فناوري استفاده ميشده است. كاربرد آن به صورت عامل چسباننده، عايقبندي كننده و ملات بوده است. ايرانيان، كف كشتيها را قيراندود و نفوذ ناپذبر ميساختهاند.
استفاده از آتش در صنايع نظامي
كاربرد آتش در جنگ، براي سوزاندن كشتيها و تاسيسات دريايي دشمن، از دوران باستان معمول بوده است. در ارتش ايران، هم در نيروي زميني و هم در نيروي دريايي همواره گروهي به نام نفتانداز، نپتان يا نفات، با اونيفورم ويژه خود ماموريت پرتاب مواد قيري و نفتي را بر عهده داشتهاند.
سادهترين روش،پرتاب آتش با تير بوده است، اين روش سپس به صورت پرتاب ظرفي از آتش، نارنجك مانند، تكامل پيدا نمود. براي پرتاب ظرفهاي بزرگ از ابزارهاي مكانيكي، همچون منجنيق، سود ميجستند. نفت يا نپتا، كه در شاهنامه از آن تحت عنوان قاروره ياد شده است، تا مدتها جزو اسرار نظامي بود.
پروكوپيوس، Preoccupies، تاريخ نگار رومي در سده ششم ميلادي، از روغن مادها نام ميبرد و ميگويد كه ايرانيان، ظرفهايي از روغن مادها و گوگرد را پر كرده و آنها را آتش زده و به سوي دشمن پرتاب ميكنند. پروكوپيوس ميگويد كه اين ماده در روي آب شناور مانده و به محض تماس، كشتيهاي دشمن را به آتش ميكشيده است.
خشاب (چراغ دريايي)
از دورانهاي پيشين در درياي پارس ساختمانهايي ساخته بودند كه بر فراز آنها آتش افروخته ميشد. اين ساختمانها عمل برجدريايي و چراغدريايي را براي راهنمايي دريانوردان و همچنين خبررساني انجام ميدادند. فاصله اين چراغهاي دريايي چنان بوده كه باپديد شدن يكي، ديگري نمايان ميشده است.
برجهاي دريايي، با آتشي كه بر فراز آنها افروخته ميشد، به چند دليل ساخته ميشدند.
نخست آنكه، با بالا آمدن آب در زمينهاي كم عمق اين خطر وجود داشته كه كشتيها ندانسته به سوي آبهاي كم عمق رفته، به شن نشسته و نابود شوند.
دوم آنكه، با ديدن نور در تاريكي، كشتيها، در تاريكي شبانگاه و هواي ابري راه و جهت خود را بيابند.
سوم اينكه، در صورت يورش دزدان و غارتگران دريايي، به پادگانهاي زميني و رزمناوها خبر داده تا به سرعت جهت مقابله با آنها اقدام كنند.
دليل چهارم اين بوده است كه دريابانهاي مستقر در اين ساختمانها، پديدههاي هواشناختي و درياشناختي را ثبت ميكردهاند. دريانوردان تازهكار ايراني از اين اطلاعات براي رويارويي با رخدادهاي هوا و دريا، به ويژه رخدادهاي چرخهاي و دورهاي استفاده ميكردند.
چكيده نويسي
در دربار پادشاهان ايراني، گروهي از دبيران وظيفه داشتند كه گزارشهاي رسيده از اطراف كشور را كوتاهنوشته كرده به مقامات بالاتر ارائه دهند. در امر دريانوردي و كشتيراني هم نياز دريانوردان ايراني در به همراه داشتن چكيدهاي از سفرهاي پيشين ديگر درياپويان در مسيرهاي دريايي، باعث گسترش اين فن در ميان دريانوردان بوده است.
دوربين (تلسكوپ)
در تاريخ سلسله پادشاهي يوان در چين مندرج شده كه براي تاسيس رصدخانه پكن، به سرپرستي كوئوشوچينگ منجم دربار، تعدادي ابزارهاي رصدي از رصدخانه مراغه در ايران خريداري شده است. از جمله اين ابزارها ذات الحلق، عضاده (اليداد)، دو لوله رصد، صفحه اي با ساعتهاي مساوي، كره سماوي، كره زمين، توركتوم (نشان دهنده حركت استوا نسبت به افق) هستند. چينيان لوله رصد را وانگ-تونگ ناميدهاند. به گفته تاريخ سلسله پادشاهي يوان ايرانيان از اين اختراع نه تنها براي رصد اجرام آسماني، بلكه براي مشاهده دوردستها، به ويژه در دريا سود ميجستهاند.
پزشكي دريايي
در سفرهاي دريايي اكتشافي كه در زمان هخامنشيان انجام ميشد، همواره پزشكاني با كاروانهاي دريايي همراه بودند كه وظيفه مراقبتهاي بهداشتي دريانوردان را بر عهده داشتهاند. در دانشگاه جنديشاپور، دوره ساسانيان، هم بخشي به گردآوري اطلاعات در باره بيماريهاي دريانوردان و راههاي درمان آنها اختصاص داشته است.
اما نخستين كتابي كه در اين باره نوشته شد، بخشي از كتاب جامع ، فردوس الحكمه، است كه توسط عليبنربان تبري (تبرستاني)، پزشك ايراني، گردآوري و تاليف شده است. ربان تبرستاني، يك پزشك بود كه در طي سفرهاي فراوان دريايي خود اطلاعاتي در باره بيماريهاي دريانوردان و درمان آنها گردآوري نمود. او يادداشتهاي ارزشمند خود را براي پسرش علي به ميراث گذاشت. عليبنربان تبري نخستين كتاب جامع در پزشكي را نوشت كه بخشي از آن به بيماريهاي دريايي و درمان آنها اختصاص داشت. هم او بود كه در زمان اقامتش در شهر ري به آموزش پزشكي پرداخت و رازي پزشك نامدار ايراني و كاشف الكل، شاگرد او بوده و اصول علم طب را از وي فراگرفته بود.
ابوعليسينا هم در بخش پنجم كتاب قانون، بيماريهاي كل بدن، فصلي را به بيماريهاي دريايي اختصاص داده است. علي بن عباس اهوازي نيز در دايرهالمعارف طبي خود در سده چهارم هجري در اين خصوص مطالبي را ارائه داشته است.
ستارهشناسي
ايرانيان نيز همچون ديگر تمدنهاي باستاني از دانش ستارهشناسي در دريانوردي و درياپويي سود ميجستند. اين موضوع به اندازهاي گسترده و با اهميت است كه در آينده، به اميد خدا، اين مطلب در مقالهاي جداگانه ارائه خواهد شد.
واينها خود گوشه كوچكي هستند از خدمات ارزندهاي كه انديشمندان دريانورد ايراني به جهان علم و دانش ارزاني داشتند. باشد كه ما ميراثداري آنان را سزاوار باشيم.
منابع، مراجع و ماخذ:
تاريخ مهندسي در ايران مهدي فرشاد
تاريخ علم در ايران مهدي فرشاد
تاريخ علم جورج سارتون
تاريخ صنعت و اختراعات موريس داماس
دريانوردي ايرانيان اسماعيل رايين
====================
اقتباس از سایت ایران آناهیتا
2
نوشته شده در شنبه پنجم تیر 1389ساعت 16:53  توسط علی فراست
|
دريانوردان از دريا خداحافظي ميكنند

يادداشتي از محمد وافري، رئيس هيئت مديره انجمن صنفي دريانوردان تجاري ايران
دريانوردان از دريا خداحافظي ميكنند
ميانگين سن خروج دريانوردان از حوزه عمليات دريا به 14 سال كاهش يافته،موضوع خروج هزاران دريانورد در صنعت دريايي به عنوان از دست رفتن مغزها و استعدادها، يك تهديد جهاني براي رشد اين صنعت در سراسر جهان به شمار ميرود.
ايلنا: كنوانسيون كار دريايي كه فرصت مناسبي براي جذب و نگهداري نيروي انساني دريانورد محسوب ميشود پس از سه سال تعليق نابجا بالآخره در تاريخ 28/2/89 به عنوان يك قانون لازم الاجرا در صحن علني مجلس به تصويب رسيد كه ضرورتادر اين راستا بايد قوانين مترقي و پيشرويي را متناسب با خواستگاههاي آن براي دريانوردان كشور تدوين كند.
قابل ذكر است كه با توجه به آخرين گزارشهاي رسمي، اين كنوانسيون از ژانويه 2011 براي كشتيهاي فله بر، لازم التباع خواهد شد و با توجه به توفيقات اقتصادي ناشي از لازم التباع شدن اين كنوانسيون حركت سريع اتحاديه اروپا و اتحاديه جنوب شرق آسيا براي الحاق و اجراي اين كنوانسيون كاملا قابل درك است.
توجه جامعه جهاني به دريانورادان ناشي از اين واقعيت است كه آينده صنعت دريايي در جهان با خطر بزرگي روبروست. بنابرآخرين گزارشهاي منتشر شده در رسانههاي بينالمللي شركتهاي فعال در صنايع دريايي در تمامي جهان با كمبود شديد نيروي ماهر دريانورد رو برو شدهاند و همين مساله روند رشد مناسب صنعت دريايي را تهديد ميكند.
براساس آمارهاي معتبر ميانگين سن خروج دريانوردان از حوزه عمليات دريا به 14 سال كاهش يافته،موضوع خروج هزاران دريانورد در صنعت دريايي به عنوان از دست رفتن مغزها و استعدادها، يك تهديد جهاني براي رشد اين صنعت در سراسر جهان به شمار ميرود.
سنجش نتایج عملیات آموزش و پرورش دريانوردان نيز حسب ضرورت توسعه ناوگان و بر اساس راهبردها در طول چهار سال گذشته، مبين فاصلههاي معني داري بين نيازها و ظرفيتهاي موجود منابع انساني است كه اتخاذ تصميمات و اقدامات اصلاحی لازم به منظور افزايش ضريب اطمینان از نیل به اهداف را ضروري مينمايد.
پوشيده نيست كه توسعه منابع انساني يك سرمايهگذاريبلند مدت محسوب شده و در همين راستا مديريت جريان و مديريت تغييرات ناگهاني جريانهاي ورودي و خروجي همچون هر بخش ديگري از سرمايههاي حوزه از اصليترين اصول مديريت، نگهداري و توسعه سرمايه انساني دريايي قلمداد ميشود و دراين گذار بايد بيش از پيش تأثير پذيري از مولفههايي چون:
1.تأثيرات كنوانسيونها، دستورالعملها و الزامات بينالمللي بخصوص كنوانسيون كار دريايي(MLC) كنوانسيوني كه در آغاز سال 2011 با تأكيد اتحاديه اروپا و كشورهاي جنوب شرق آسيا براي كشتيهاي فله بالآخره لازم الاتباع خواهد شد. گرچه براي جامعه دريانوردي كشور كه هيچ قانون مدون شايسته و مناسبي در طول سالهاي دريانوردي مدرن نداشته تصويب كنوانسيون كار دريايي در صحن مجلس يك فرصت ارتقا محسوب مي شود ولي در صورت تدوين قوانين ملي متناسب با خواستگاهها و الزامات كنوانسيون ميتواند با محدوديتهاي پيشبيني شده در بازرسي هاي كشتي ها در نهايت تضعيف اعتبار پرچم را همچون اتفاقات جاري ديگر بهمراه داشته باشد.
2.عدم توفيق در مشاركت بخش خصوصي و يا متقاضيان كارآموزي انفرادي
3.برنامه ريزي كوتاه مدت و متناقض اصل توسعه با جهت گيري سرمايه گذاري بلند مدت در حوزه منابع انساني
4.ضرائب موثر كاهنده اجتماعي ـ فرهنگي نوظهور عليرغم ظرفيتها و مزيتهاي موجود داخلي را بعنوان ضرايب متفاوت و محيطي تحميلي به مديريت سنتي و دولتيي قلمداد نمود كه متأسفانه تا اين زمان برخوردي منفعلانه با موضوعات داشته و يا الزاما در اين موضع قرار خواهد گرفت.
طرفه آنكه بخش عمده اي از نارسائيهاي فوق مي تواند در تعامل پويا با تشكلهاي صنفي از مرحله دولتي به توسعه آن در بخش خصوصي بيانجامد كه بايد اذعان داشت كماكان ضعف در تعامل با تشكلهاي صنفي ، ناشي از عدم باور به موضوع شايسته سالاري و خرد جمعي مي باشد كه اين رويه منفي بسيار نهادينه به نظر مي رسد و اصلاح آن به تغيير نگرش مديريت دولتي به اين فرصت اجتماعي بستگي دارد.
در حالي صحبت از ثروت انساني به ميان مي آيد كه عارضه كمبود نيروي انساني متأثر از فرآيندهاي توسعه اجتماعي و تغييرات فرهنگي امروزه بشر،بررسي و پايش پيوسته دلايل ريزش بعنوان يك شاخص كاهنده سرمايه نيروي انساني را يكي از دغدغه هاي اصلي تمامي شركتهاي كشتيراني دنيا قرار داده است.
ثروت و سرمايهاي كه ضعف در مديريت اين حلقه مهم از دارائيهاي يك بنگاه اقتصادي،پيوستگي و همبستگي اين واحد پيوسته را در بحران گسستگي قرار خواهد داد و اين به معناي كاهش توان رقابت پذيري و نهايتا خروج از گردونه رقابت است.
هزينه تربيت منابع انساني در شاخه دريانوردي و بالطبع ساير رشتههاي وابسته كه در خشكي در جريان است، براي كشورها،سنگين و تهيه ملزومات حرفهاي و سرمايههاي فني و تدارك شناور بسيار گران است .بر اين اساس، همانگونه كه پويا و فعال بودن سرمايههاي شناوري و فني و مالي منوط به حفظ و پشتيباني و نگهداري از آنهاست، به همين گونه نيز، حفظ كيفيت سرمايههاي منابع انساني، منوط به پشتيباني و حفظ انگيزهها و انگيزشها، براي ادامه كار در آنهاست.
اين در حالي است كه متأسفانه جز در مواردي غير محسوس،نهادهاي تصميم گيرنده و موثر در امر توسعه منابع انساني چه در بخش قانونگذار و چه در بخش اجرايي يا تحقيقات كافي و جامعي را در نظر نداشتهاند و يا همان مقدار اندك را نيز ابتر باقي گذاشته و به فراخور مشكلات فصلي كه پيشتر اشاره شد به اين مهم پرداختهاند.
بر همين اساس متأسفانه در حال حاضر با همين رويكرد درمان موقت، همت اکثر مراکز آموزش دریانوردی به امر آموزش دریانوردان فقط با هدف تأمين بخش اصلي از نيرويهاي مورد نياز شرکتهای کشتیرانی بزرگ داخلي خلاصه ميشود.
پژوهشها نشان ميدهد عدم جذب جوانان و يا ريزش دريانوردان در سالهايي كه بيشترين بهره مندي را هم كارفرما و هم خود دريانورد مي تواند شاهد باشد را بايد در سختي كار دريا و فرسايش دريانورد جستجو كرد و آسيب هاي جسمي و روحي ناشي از اين حرفه را از طريق تدوين قوانين حمايتي و تشويقي هم تراز با ديگر كشورهاي دريايي رقيب در جهان جبران كرد .
با توجه به الزامات توسعه ناوگان بايد اذعان داشت كه نسبت توسعه ناوگان و تأمين نيروي انساني مورد نياز از اهداف مطروحه در سند چشم انداز بسيار فاصله دارد. از همين رو يافتههاي پژوهشي در زمينهي نوع نگاه به آموزش حرفه دريانوردي ، وجود ضعف نگرش به اهميت اصلاح رويكردهاي آموزشي و پيش بيني فضاي رقابتي در سالهاي آتي،حكايت از ضرورت اتخاذ تصميمات بنياني به ويژه در خصوص «نگرشها» بر پايه توسعه فراتر از آمارهاي ارائه شده ميكند.
رويكردهاي غير واقع بينانه و اشتباهات مديريت در تحقق راهبردهاي توسعه منابع انساني با توجه به فرواني نيروي آماده بكار ارزان در سنوات گذشته و عدم درك صحيح از لزوم تداوم جريان و توسعه بخش آموزش و جذب نيروي ايراني، متاسفانه جريان توسعه اين حوزه را را با اختلال شديد در سالهاي جاري مواجه كرده است.البته هرگونه تصميم ناگهاني نيز كه منجر به جذب تعداد فرواني در يك فاصله كوتاه زماني شود- چنانكه برخي از شركتها پيش گرفتهاند– نه تنها يك راهكار قاطع و مسلم محسوب نميشود بلكه در سالهاي آتي بعلت فزوني بر نياز در برخي سمتها علاوه بر آنكه باعث تراكم در برخي سمتها خواهد شد،آشفتگي در توسعه مراكز آموزشي را بهمراه خواهد داشت و مديريت اين بخش غير ممكن خواهد بود مضافا آنكه امكان نگهداري به حداقل كاهش خواهد يافت همچينين قابل پيش بيني استكه اين افراد يا دچار وازدگي در سمتهاي پائين شده و يا جذب ديگر شركتهاي منطقه و يا حوزه هاي مشترك خواهند شد.
در اين رابطه با بررسيهاي بعمل آمده بايد نسبت به حذف بعضي از مراحل و فعاليتها و با جايگزيني مراحل ديگر بطوري كه به اهداف و كيفيت و ايمني كشتيها لطمه اي وارد نسازد عوامل كاهنده مورد بحث را حذف و يا كمرنگ نمود.
1. در راستاي افزايش تقاضاي منابع انرژي و تمركز اين منابع در منطقه ، توسعه ناوگان كشتيراني كشور امري ضروري مي باشد. اين در حاليست كه توسعه بخش نيروي انساني بعنوان اصلي ترين حلقه تكميل كننده اين توسعه در شرايط كمي نامطلوبي قراردارد و نياز به دريانورد كارآمد و ماهر از لحاظ كمي، بحراني ارزيابي مي شود .
2. بررسي هاي اوليه نشان مي دهد به جز آموزش و پرورش – با محدوديت مقطع كارداني- همچنين شركتهاي كشتيراني جمهوري اسلامي ايران، شركت ملي نفتكش ايران و سازمان بنادر و دريانوردي ديگر ارگانها و شركتهاي دريايي از جمله بخش نفت و گاز سهم جدي در امر آموزش دريانورد نداشته اند.
3. با توجه به بررسي هاي بعمل آمده بايد اذعان نمود دانش آموزان فارغ التحصيل مقاطع كارداني و ديپلم - از مراكز آموزشي فني حرفه اي آموزش وپرورش- عليرغم تخصصي بودن رشته و سنوات كافي از لحاظ قابليتهاي دريانوردي جهت الحاق به كشتي هايي با ظرفيتهاي بالاي 3000GT از شرايط مطلوبي برخوردار نمي باشند.
4. در پژوهش انجام شده منتهي به 1387 به وضعيتهايي در ضريب ريزش بر مي خوريم كه در صورت بازنگري و بهبود ،منجربه تغييرات ارزشمندي بمنظور جذب و ماندگاري بيشتر دريانوردان خواهد شد. اين ضرايب منتج از عناصري همچون سختي كار دريا، مدت آموزش ،مرخصي استحقاقي، وضعيت آماده باش غير ضروري، تمارض، مرخص بدون حقوق تغييرات اساسي مي نمايد.كه بايد اذعان داشت افزايش اين ضريب در هر شرايطي براي سيستم يك فرآنيد منفي و كاهنده نيروي آماده ارزيابي مي شود.
5. حفظ و نگهداري جامعه دريانوردي كشور ، وابسته به عملكرد سيستم ،راهبردهاي معين براي دريانوردي و خط مشي هاي آينده نگرانه و بين المللي سازماني مي باشد. حساسيت اندازه هاي بدست آمده كه سيستم را درآينده اي نزديك در شرايط دشوار مديريت مجموعه منابع انساني قرار مي دهد ، احتمال اختلال در تردد منظم كشتي ها را هشدار مي دهد. بر همين اساس ضرورتي محض درتاكيد بر تغييراتي بنياني و رويكردهاي نو - متفاوت از آنچه تا به امروز به عنوان رويه و آئين نامه هاي سازماني و يا دستورالعملهاي استخدامي ،آموزشي ، حمايتهاي بهداشتي و آجتماعي مطرح بوده – به موضوع استاندارد كاري ، امنيت و آرامش ، رضايت شغلي، رفاه و سلامتي ، شرايط كار شايسته و رفع كمبودهاي مرتبط با جذب ، آموزش و توسعه و نگهداري منابع انساني را پيش رو قرار مي دهد.
6. اتخاذ روشهاي موثرتر بمنظور كوتاه نمودن دوره هاي آموزشي درعين بالا بردن سطح كيفي آموزش ها و در راستاي تحقق اين امر تدوين كتب جديد درسي و طرح دروس جديد در تمامي مقاطع امري ضروري تلقي مي شود .
7. و اما سرانجام بازنشستگي پيش از موعد دريانوردان (آئين نامه مشاغل سخت و زيان آور بودن شغل دريانوردي) محقق شد :
شرايط خاص حاكم بر مشاغل دريايي از مسائل و مشكلات خانوادگي گرفته تا محيط سخت و محدود كشتي، از شرايط آب و هوايي محيط كارو درياي طوفاني گرفته تا حجم توان فرساي كاري ، همه و همه باعث كاهش نرخ اقبال به اين حرفه از يك طرف و ريزش نيروهاي موجود از طرف ديگر شده است. دريانوردان ايراني نوعا پس از نائل آمدن به رده فرماندهي و سر مهندسي و كسب اندك تجربه در اين سمتها خواهان تصدي مشاغل در خشكي مي باشند. شايد براي فرماندهان و سر مهندسان ديگر شرايط آب وهوايي و درياي طوفاني و مسائلي از اين دست مشكل خاصي ايجاد نكند اما در عوض حجم بالاي مسئوليتها و وظايف محوله و فشار كاري و دوري از فرزندان كه ديگر در يك چنين مقاطعي نياز شديدي به حضور پدر را احساس مي كنند باعث كاهش انگيزه ادامه به شغل دريانوردي باشد. لذا سخت و زيان آور بودن شغل دريانوردي هم در كاهش جذب و هم در ريزش نيروي انساني كادر دريا نقش بسزايي دارد.
سخت و زيان آوربودن شغل دريايي باعث شده است كه عمر متوسط دريانوردي محدود باشد.از طرفي روش سنتي استخدام رسمي و الزام به خدمت 30 ساله پيش از بازنشستگي باعث شده است كه اولابراي دريانوردان و ثانيا براي شركتهاي كشتيراني مشكلات عديدهاي بوجود آيد. درك صحيح از لزوم وجود قوانين حمايتي همسو با ديگر كشورهاي دنيا براي حفظ نيروي كارآمد داخلي از ضرورياتي است كه امروز بايد رنگ جديتري در تصميمات كلان متوليان و شركتهاي داخلي داشته باشد تا نهايتا در صورت لازم الاتباع شدن فرصتهاي حقوقي براي دريانوردان ، برخورد ناصحيح مديران در اين گذار ، نمود مقابله با حقوق بنياني و اجتماعي انساني يا مديريت انفعالي را تصوير نكند.
خوشبختانه امروز حرفه دريانوردي در رديف مشاغل سخت و زيان آور قرار گرفته است متأسفانه آئين نامه مشاغل سخت و زيان آور – موضوع ماده 52 قانون كار و 76 قانون تأمين اجتماعي- از منظر كارگاه خشكي طراحي و تدوين شده است حال آنكه مي توان در هنگام تدوين آئين نامه اجرايي ماده 190 قانون كار در فضايي تخصصي و سه جانبه براي حرفه هاي دريانوردي مورد بازبيني قرار گرفته ه و با رويكردي آينده نگرانه نقش تنها قانون حمايتي براي دريانوردان را ايفا نمايد.
ذكر اين نكته را ضروري مي بينم كه برخورد اصولي با اين آئين نامه در حوزه دريا را ميتوان بعنوان يك فرصت مديريت فن آوري منابع انساني با رويكرد حفظ اين ثروت تلقي نمود.در عين حال تنها گزاره هاي الزام آور در راستاي ايجاد قوانين حمايتي و اجراي شايسته كنوانسيون كار دريايي رامي توان دراين فرصت محقق كرد.
در رابطه با اين كنوانسيون قابل ذكر است كه اجلاس ILO در ژنو در فاصله 7 تا 23 فوريه 2006 پيشنويس اين كنوانسيون را كه طي جلسات و نشستهاي متعددی از سال 2001 به بعد جمعبندي گرديده بود، تصويب كرد از مصاديق مهم و فراگير مي توان به اين نكته اشاره كرد كه كنوانسيون بدون هیچ راي مخالفی بطور كامل به تصویب رسید. بر همین اساس كنوانسيون مذكور 12 ماه پس از اعلام الحاق تنها 30 كشور كه 33 درصد تناژ جهاني را در اختيار داشته باشند، لازمالاتباع خواهد شد!
نوع رويكرد حمايتي كنوانسيون كار دريا ناشي از از دو رويكرد جهانی شدن همچنين ارتقای استانداردها و بهبود شرایط کار شایسته است و لذا بعنوان یک ضرورت از دو منظر بايد مورد بررسي قرار گيرد.
- توجه جدی سازمان جهانی کار به مقوله دریا اصولا ناشی از شرایط متفاوت یعنی از نظر سختی و زیان آور بودن ، ریسکها و مخاطرات خاص این حرفه که بیش از حدود بالای استاندارد تحمل انسان است ، می باشد .
-منا بع انساني و نيروي آماده به كار دريايي از منظر مراجع بین المللی به جهت جایگاه ویژه و مؤثر اقتصادی بسیار تَأثیر گذار ارزیابی می شود.
از آنجائيكه كنوانسيون كار دريايي اخيرا در صحن علني مجلس به تصويب رسيده و اجراي آن بزودي براي تمامي كشتيها،لازم الاتباع خواهد شد باید توجه داشت كه صدور گواهينامه بعنوان يك تهرم نظارتي بر اجرا و رعایت این کنوانسیون كه نگهداری آن بر روی کشتیهای ناوگان يك ضرورت است عملا با نبود این حداقلها غیر ممکن می نماید . لذا بر دولت است تا با همكاري ديگر ارگانهاي دريايي و البته با تأكيد بر نقش اتحاديه هاي دريانوردي بعنوان يك الزام مطروحه در متن كنوانسيون ، تدوين قانون كار دريايي را بطور جدي در دستور كار خود قرار داده تا تردد با پرچم کشور در سالهاي آتي يك مشكل و نارسايي تلقي نشود.
پايان پيام
منبع:http://ilna.ir/newsText.aspx?id=129195
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 23:13  توسط علی فراست
|